ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

11

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

اقطار و اكناف مىنمود چون به زمين سيستان رسيد هواى معتدل و آب گوارا ديد كه بر روى ريگ روان مىآيد آنجا استراحت كرد . چون از خواب برخاست ، سبك برخاست اين مقام او را خوش آمد تسبيح و تهليل كرد ، جبرئيل از نزد ملك جليل آمد ببركت جبرئيل درخت انار و خرما آنجا برست و ببار آمد و آدم از آن بخورد ، حالا انار و خرماى سيستان و فراه و باقى گرمسيرات از آنجاست و چون گرشاسف درخت انار و خرما بديد طرح عمارت كرد . « 1 » فضيلت ديگر آنكه چون كشتى نوح مدتها به روى آب بود حضرت نوح به كبوتر امر كرد كه خبر كمى آب برسان ، در زمين سيستان نشان كمى آب ظاهر شد . حضرت نوح در آن زمين دو ركعت نماز بگزارد « 2 » و در حق مردم آن سرزمين دعا كرد كه يا رب ساكنان اين سرزمين را از آفات نگاه‌دار و اين قوم را صاحب توفيق گردان و در چشم مردم عزيزدار . هنوز اثر اين بركت در آن ديار هست [ 5 ش ] و اين سالك مسالك رضا و تسليم مقدمات چند ملاحظه و مشاهده نموده كه نوشتن آن در اين مقام مناسب نسيت . « 3 » فضيلت ديگر : آنكه روزى سليمان را باد ، گرد امصار مىگردانيد ، حضرت نبوى فرمود كه به جاى معتدل بساط ساكن‌ساز كه چيزى تناول نمائيم به زمين سيستان ساكن شد ، او را خوش آمد و در حق ساكنان آنجا دعا فرمود « 4 » . فضيلت ديگر سكندر رومى داراى بن دارا بكشت و دختر او روشنك را بخواست و به سيستان رفت و در آن قلعه كه كيخسرو بنا كرده بود نشست و در يك‌جانب آن قلعه ، قلعهء ديگر بود كه اردشير بابكان بنا كرده بود ، ده روز آنجا توقف نموده اسپهبد نيمروز را بنواخت و مشمول عاطفت گردانيد و بساختن كوشكى فيما بين آن قلعه و اين قلعه مأمور فرمود و روشنك را آنجا گذاشته متوجه فتح هندوستان شد بعد از فتح ممالك و مسالك هند به سيستان عود نموده مرمت آن قلاع نمود و گفت « ارگ چنين مىبايد » و ارگ به زبان رومى

--> ( 1 ) - اين قصه با كمى اختلاف از تاريخ سيستان نقل شده است ( تاريخ سيستان ص 9 ) ( 2 ) - در اصل : بگذارد . ( 3 ) - اين قصه را مؤلف از تاريخ سيستان نقل كرده است ( تاريخ سيستان ص 9 و 10 ) . ( 4 ) - اين قصه با كمى اختلاف از تاريخ سيستان نقل شده است ( تاريخ سيستان ص 10 ) .